أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
117
تجارب الأمم ( فارسى )
چيره شدن بر همهء كاخ ، تواناتر است . - « در گذشته شهريارانى بودهاند كه تاريكىها را به روشن كردن و بازنمودن ، و انبوهىها را به پراكندن ، و بىكارىها را با كار فرمودن چون رسيدگى به تن و پيراستن مو ، و گرفتن ناخن ، و شستن چرك و زدودن بوى تن و درمان دردهاى آشكار و نهان ، به گردن خويش داشتهاند . پادشاهانى بودهاند كه درستى شهريارىشان را از درستى تن خويش بيش مىخواستهاند ، و نام نيكى كه بر جاى مىنهادهاند ، خوشترشان مىبود تا ستايشى كه هم در زندگى به گوش مىشنيدهاند . اينان از پى يك ديگر ، و بر همين شيوه ، چنان آمدهاند كه گويى همه يك شاه بودهاند ، و با يك جان زيستهاند ، كه پيشين راه پسين هموار كرده ، و پسين ، پيشين را ، در آن چه از كار و شيوهء پيشين رسيده ، و راىهايى كه از وى بازمانده ، راست داشته است ، و آن چه از خردشان تراويده ، همگى ، يك جا ، در برابر چشمان شهريارى است كه هم اينك زنده است . گويى هماكنون با وى نشستهاند ، با وى سخن مىگويند ، و بر او راى مىزنند . كار چنين بود تا آن كه بر داراى دارا آن رفت كه رفت ، و اسكندر بر كشورمان چيره شد ، چنان كه تباه كردن كارمان ، و برهم زدن همداستانىمان ، و ويران كردن آبادىمان ، [ 59 ] وى را از ريختن خونمان كارسازتر افتاده است . اگر پند گيريم ، از پيش آمد بد پرهيز توانيم كرد ، و پندى كه آيندگان بيندوزند ، از آن چه ما اندوختهايم ، هنوز بيشتر خواهد بود . چه ، آنان در سرگذشت شگفت ما نيز خواهند انديشيد . - « بدانيد كه چيرگىتان تنها بر تن مردم است ، كه شاهان را بر دلها دستى نباشد . بدانيد ، اگر بر آن چه در دست مردم است چيره باشيد ، بر آن چه به دل مىانديشند ، هرگز چيره نخواهيد شد . بدانيد كه خردمند ناكام ، شمشير زبان بر شما آخته است ، و زبان از تيغ برندهتر است و سختترين زخمى كه فرود آرد ، نيرنگى است كه هم از راه دين زند ، دين را بهانه كند ، و وانمايد كه براى دين ، در خشم شود ، و بر دين بگريد ، و به سوى دين بخواند . چنين كس را پيروان و پذيرندگان و همدلان و ياوران ، فزونتر باشد . چه ، خشم مردم را روى با شاهان و مهرشان را روى با ناتوان و فرو دستان است . از اين روى ، شاهان پيشين ، خرد را در آنان كه از ايشان بيم به دل مىداشتند ، به نيرنگ ويران مىساختهاند . چه